عبد الله قطب بن محيى
523
مكاتيب عبد الله قطب بن محيى
السالكين و ثبّتهم فى الثابتين . با غم و اندوه جهان چند روزكى بگذرانيد كه اين غم جاويد نيست ، ما را نه براى غم آفريدهاند براى شادى آفريدهاند و اين غم وسيلهء آن شادى ساختهاند ، آن خواهد آمد كه نه هرگز آواز محصل شنويد و نه روى قرض خواه ببينيد ؛ خداى عزّ و جلّ رسل را براى اين مژده فرستاده تا آدمى را دل به جاى خود نشيند ( كه ) از طول مكابدهء احزان و مجاهدهء جهان بيم است كه سموم نااميدى او را از دست ببرد و از پاى درافكند ، اما اين مژده آنان را رسد كه اين مژده را باور كنند ، براى آنكه از راه باورى به آنجا كه اين مژدهها از آن مىدهند توان رسيد ( نه از راه زمين و آسمان ) . هركس كه اين را باور نكند و به آن كافر گردد ، در حجاب كفر خويش بماند و روى اين حكايت نبيند كَلَّا إِنَّهُمْ عَنْ رَبِّهِمْ يَوْمَئِذٍ لَمَحْجُوبُونَ . « 1 » اكنون چه دريغ عظيم كه كسى از چنان مژدههاى مبارك محروم ماند به شومى تكذيب ، ( و منشأ اين تكذيب ) تسليم ناشدن است و سر كشيدن و خود را زيرك ديدن ! چه بعضى نهادها چنين واقع است كه رام كس نگردد و به رأى خود معجب باشد و گردن البته ننهد ، از اين جهت رسول صلّى اللّه عليه و آله فرمود « لا يدخل الجنّة إلّا كلّ نفس مسلمة ، او كما قال . . . » واى بر چنين نهادها ، واى بر ايشان كه از چه خير بزرگ محروم گردند ، نفوذ در ملكوت ايشان را ميسر نگردد لا تُفَتَّحُ لَهُمْ أَبْوابُ السَّماءِ وَ لا يَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ حَتَّى يَلِجَ الْجَمَلُ فِي سَمِّ الْخِياطِ . « 2 » در حضيض ارضيت بمانند و بوار حقيقى ايشان را دريابد « فويل لهم ثمّ ويل لهم » . پس معلوم شد كه سر همهء خيرى مسكنت و استسلام و باورى و انقياد است ، لاجرم دعاى مأثور است « اللّهمّ احينى مسكينا و امتنى مسكينا و احشرنى فى زمرة
--> ( 1 ) . سوره مطفّفين ، آيه 15 « زهى پندار كه آنان در آن روز از پروردگارشان سخت محجوبند » . ( 2 ) . سوره اعراف ، آيه 40 « درهاى آسمان را بر ايشان نمىگشايند و در بهشت درنمىآيند مگر آنكه شتر در سوراخ سوزن داخل شود » .